از زبان مادر:
پول پیش خانه را قرض گرفته بودم؛ اما وقتی صاحب پول به آن نیاز پیدا کرد و آن را پس گرفت، من و دو بچه مدرسهایام بدون سرپناه ماندیم.
حالا در خانهای در روستایی حاشیه تهران زندگی میکنیم؛ خانه باغی بدون آب لولهکشی و گاز شهری. برای آب خوردن باید از خانه همسایهآب بگیریم. وقتی گاز پیکنیک هم تمام میشود، وسیله ای برای رفتن تا نزدیکترین شهر ندارم.
سهمی از رهن خانهای قابل سکونت
از زبان مادر:
«برای امرار معاش، کار زیادی در دسترس نیست؛ گاهی کار در منزل انجام میدهم و گاهی برای نظافت به خانه دیگران میروم. همه پول رهن خانهام قرض است و حالا طلبکار پول خود را میخواهد. من ماندهام و ۲ دختر دانشآموز، بدون پولی برای رهن خانه؛ یکی از دخترهایم آرزو دارد روزی خانهای داشته باشد، اما ما حتی برای رهن یک خانه کوچک در حاشیه استان تهران هم درماندهایم.»
این مادر را در رهن خانه تنها نگذاریم
«ارتقای شنوایی برای مادری رنجدیده»
از زبان مادر:
«برای اینکه بتوانم صدای فرزندانم را واضح و بدون دردسر بشنوم به سمعک نیاز دارم که هزینهاش از توانم خارج است. با بیماری قلبی و آسمی که دارم، دیگر حتی نمیتوانم برای گذران زندگی در خانهها کار کنم. در حالی که من تا ۱۰ مرداد بیشتر برای تخلیه وقت ندارم و پولم برای رهنِ خانه جدید کافی نیست.»
صدای فرزندانش را واضح و رسا به گوش او برسانیم