از زبان دختر خانواده:
بعد از ازدواج خواهرم، برای مراقبت از مادرم تحصیل را رها کردم. او با لوپوس، سرطان سینه و غدهای در گردن میجنگد. برای حفظ تنها کلیهاش، تزریق دارو و ویزیتهای هفتگی حیاتی است و حالا باید برای بررسی جراحی سینه بستری شود. روزهای کمدردتر، آرزوی دیدن لباس عروس من و زیارت امام رضا و ... را زمزمه میکند.
مادر: 41 ساله
دختر: 17 ساله
من باید بمانم تا او بماند..
چشمی که دیگر توان جمعآوری ضایعات را هم ندارند
اعتیادِ پسرم همهچیز را سوزاند؛ همسرش جدا شد و خودش هم کارتنخواب خیابانها شد. ماندیم من و دو نوهام و شوهرم. همسرم سالها با جمعآوری ضایعات درآمد مختصری داشت، اما کهولت سن و بدنِ نحیف و آبمرواریدِ چشمهایش، بالاخره از کارافتادهاش کرد.
نورِ چشم پدربزرگ باشید
عفونت ریه دختر در تولیدی کفش؛ مادر نیازمند جراحی
از زبان دختر خانواده:
«سالها پیش ترک تحصیل کردم و در کارگاه کفاشی، کفی میچسباندم. استنشاق مواد شیمیایی باعث عفونت ریهام شده و نیاز به درمان دارم. مادرم که به دلیل اعتیاد، از پدرم جدا شده، تودهای بزرگ در بدن دارد؛ اما به دلیل تنگدستی و هراس از جراحی، روند درمانش کاملاً متوقف شده است.»
پشتوانه درمان مادر و بهبودی دختر باشیم
در تیرماه ۱۴۰۵، با همراهی ارزشمند خیرین، ۳.۱۵۳ میلیارد تومان برای حمایت از خانوادههای تحت پوشش هزینه شد. این کمکها در حوزههایی مانند مسکن، درمان، معیشت، نیازهای نوزادان و کودکان، بازسازی خانههای آسیبدیده از جنگ، بازسازی خانه کارگر آسیبدیده در آتشسوزی، قربانی و … صرف شد.
در خردادماه ۱۴۰۵، با همراهی ارزشمند خیرین، ۳.۴۸۲ میلیارد تومان برای حمایت از خانوادههای تحت پوشش هزینه شد. این کمکها در حوزههایی مانند مسکن، درمان، معیشت، نیازهای نوزادان و کودکان، بازسازی خانههای آسیبدیده از جنگ، بازسازی خانه کارگر آسیبدیده در آتشسوزی، قربانی و … صرف شد.
در اردیبهشتماه 1405، با همراهی ارزشمند خیرین، 5،479 میلیارد تومان برای حمایت از خانوادههای تحت پوشش هزینه شد. این کمکها در حوزههایی مانند تأمین مسکن، هزینههای درمان، معیشت خانوادهها و رسیدگی به نوزادان و کودکان، بازسازی خانهای ۀسیب دیده از جنگ در حاشیه استان، جهیزیه، قربانی و ... صرف شد تا بخشی از دغدغههای ضروری این خانوادهها کاهش یابد.