در دیماه، با حمایت و اعتماد شما خیرین، 1.840 میلیارد تومان صرف بهبود زندگی خانوادههای تحت پوشش شد. هدف ما فراتر از کمک معیشتی بود و تلاش کردیم آرامش، امید و روند تغییر را به خانههای نیازمند بیاوریم.
در آذرماهی که گذشت، به پشتوانه اعتماد و دستهای سخاوتمند شما خیرین گرانقدر، توانستیم مبلغ 1.871 میلیارد تومان را برای گرهگشایی از زندگی خانوادههای تحت پوشش هزینه کنیم. هدف ما در این ماه، فراتر از کمک مالی، ایجاد ثبات و تزریق امید به خانههایی بود که در سختی بودند.
«بار دیگر به لطف حضرت معصومه(س)، کاروان فردای سبز راهی سفر زیارتی شد. این برنامه با حضور 95 نفر از خانوادههای کمبضاعت و جمعی از خادمین، در تاریخ ۶ و ۷ آذر برگزار گردید.»
کودکانی که در آستانهی زندگی بدون مادرند
از زبان مادر:
برای تأمین زندگی، یک لباسفروشی کوچک راه انداختم اما ورشکست شدم. طلبکار از من شکایت کرده و در صورت عدم پرداخت بدهی، راهی زندان خواهم شد.
شوهرم کارگر است و بیشتر درآمدش صرف بدهی میشود. فعلاً همراه فرزندانم در خانه مادرم که خودش مستأجر است زندگی میکنیم.
بیایید کمک کنیم این مادر کنار فرزندانش بماند
کمک به دستانی ترکخورده و خونآلود
از زبان مادر:
لباسشویی ما قدیمی شده و دیگر قابل تعمیر نیست. بهدلیل حساسیت شدید پوستی و اگزما، هنگام شستن لباسها دستهایم ترک میخورد و حتی دچار خونریزی میشود.مدتی پیش، یک یخچال دستدوم به مبلغ ۸ میلیون تومان و بهصورت اقساط ماهانه یکمیلیون تومانی تهیه کردیم.
با هم درد دستان این مادر را کمتر کنیم
به مناسبت میلاد حضرت مهدی(عج)، جشنی با حضور خانوادههای کمبضاعت و خادمین برگزار میشود. به این مناسبت ۴۰۰ پرس غذا تهیه و در جشن و درب منازل خانواده های کمبضاعت توزیع خواهد شد.
برنامههای جشن:
ویژگی خاص این مراسم:
پخت ۴۰۰ پرس غذای این جشن به عهدهی افراد کمبرخوردار است تا درآمد حاصل از آن، مستقیماً به خود آنها برسد.
۲۰ میلیون تومان، سرمایهی خانوادهای ۵ نفره
از زبان مادر:
شوهرم در یک رستوران کار میکرد که با تعطیلی آن، بیکار شد و هنوز شغلی پیدا نکرده است. رهن خانه ما ۲۰ میلیون تومان بود که برای اجاره از دست رفت و از مهلتی که صاحبخانه برای تخلیه داده، فقط ۴ روز باقی مانده است.
کمک کنیم تا چند روز دیگر، این سهقلوها بهجای بیخانمانی، آرامش یک سرپناه را تجربه کنند.
قصر کوچک من و دخترم
از زبان مادر:
چند سال پیش بهدلیل اعتیاد همسرم از او جدا شدم. مدتی در ازای پرستاری از یک بیمار، فقط اسکان و غذا داشتم و بعد هم با شرمندگی مهمان دیگران بودیم.
برای رهن خانه مستقل، 30 میلیون بدهکارم. در یک خیاطی کارگری میکنم و همین خانهنسبت به خانه آن بیمار، برای من یک قصر است.
با اهدای این مبلغ، این مادر را در قصر کوچکش ماندگار کنیم.
بدن کمتوان، روبهروی کوهی از لباس
از زبان مادر (سرپرست خانواده):
«دچار کمخونی شدید هستم. به دلیل شدت مشکلات عصبی، دیگر حتی کار خیاطی در منزل را هم که قبلاً انجام میدادم نمیتوانم انجام دهم و گاهی دچار تشنج میشوم. آنقدر فشارهای عصبی به من وارد شده که دچار لکنت زبان شدهام. شستن لباس با دست برایم بسیار سخت است.»
دختر (دانشآموز کلاس هشتم): دچار بیماری شدید زنان است و چند بار تحت عمل جراحی قرار گرفته است.
پسر (دانشآموز کلاس چهارم): دانشآموز است.
بیایید بدن بیمار این مادر را از سختی شستن لباس با دست نجات دهیم.
وقتی فقر را در چهره عروسک ها هم دیدیم
از زبان پدر:
حدود ۶ سال پیش بیماریام شروع شد. استخوان پایم شروع به سیاه شدن کرد و الان در حال پیشروی است. تا جایی که به ناچار از واکر استفاده می کنم. هر چه داشتم و نداشتم، خرج درمان کردم.
همسرم ساعتها در خانه خیاطی میکند تا برای خرید نان و اولیات زندگی، از دیگران قرض نگیریم.
با تامین مسکن این خانواه، بذر امید و تغییر را بکاریم
وقتی اجارهبها همهچیز را میبلعد
از زبان مادر:
حدود پنج سال پیش به دلیل اعتیاد و خشونت همسرم، از او جدا شدم. از صفر، در خانهای غیرقابل سکونت شروع کردم و با کار نظافت منازل، کمکم لوازم دستدوم برای خانه خریدم.
اما حالا باید ماهانه پنج میلیون تومان اجاره پرداخت کنم که آنقدر برایم زیاد است که گاهی از خوراکیهای ضروری صرفنظر میکنم تا بتوانم کرایه خانه را بدهم. لباسشوییمان آنقدر فرسوده شده که دیگر ارزش تعمیر ندارد.
با پرداخت رهن خانه احساس امنیت را به این خانواده هدیه دهیم