حدود ۷ سال پیش شوهرم بر اثر تصادف به کما رفت و بعد آن دچار تشنج میشود و به همین دلیل جایی به او کار نمیدهند. دستم گاهی بیحس میشود و نمیتوانم زیاد کار کنم، با این وجود برای نظافت به منازل میروم و چون دو کودک دارم، بین کار به بچهها سر میزنم.
کاری کنیم با دلواپسی کمتری به خانه برگردد.
به خاطر بیماری کیسه صفرا نیاز به عمل دارم. با این وجود برای امرار معاش تلاش میکنم. در ساخت صنایع دستی مهارت زیادی دارم و کارم حرفهای است، ولی مکان مناسب برای تولید بیشتر و فروش آن ندارم. همچنین گاهی تا ساعت ۱ صبح روبان تولید میکنم، اما درآمد آن بسیار کم است. آرزویم این است که با توسعه کارم درآمد کافی داشته باشم و دیگر از خیریه کمک نگیرم.
تلاش برای استقلال مالی و سرپناه
نجات یک مادر و کودک از بیابان
از زبان مادر:
همراه فرزندم در یک کارگاه تعطیل در بیابانهای حاشیه تهران زندگی میکنیم. ضعف اعصاب شدیدی دارم. اطرافمان سگهای ولگرد هستند و رفتوآمد افراد معتاد، باعث شده احساس امنیت نداشته باشم. نه خانهای داریم و نه حداقل وسایل ضروری زندگی.
امکان اهدای لوازم ضروری این خانواده نیز وجود دارد: یخچال، اجاقگاز، تلویزیون، فرش و موکت، ماشین لباسشویی و ...
سهم شما میتواند امشب آنها را یک قدم از بیابان دورتر کند.