چشمی که دیگر توان جمعآوری ضایعات را هم ندارند
اعتیادِ پسرم همهچیز را سوزاند؛ همسرش جدا شد و خودش هم کارتنخواب خیابانها شد. ماندیم من و دو نوهام و شوهرم. همسرم سالها با جمعآوری ضایعات درآمد مختصری داشت، اما کهولت سن و بدنِ نحیف و آبمرواریدِ چشمهایش، بالاخره از کارافتادهاش کرد. حدوداً همه وسایل کهنه است، مگر همان یخچال و تلویزیونی که قبلاً خیریه فردای سبز اهدا کرده است. ما حتی یک اجاقگاز هم نداریم و با پیکنیکِ کوچک سر میکنیم.
نورِ چشم پدربزرگ باشید
از زبان کارشناس خیریه:«از راهروی نسبتا طولانی حیاط که گذشتم و به اتاقی رسیدم که در نداشت. وسایل خانه بهشدت کهنه بود؛ فقط یخچال و تلویزیونِ اهداییِ خیریه سالم بودند. مادربزرگ خجالتزده گفت پیکنیک گاز ندارد و چای برای پذیرایی نیست. پسرک که از راه رسید، مرا در آغوش کشید. در این سالها که پدر کارتنخواب است و مادر از خانواده جدا شده، دلگرمیِ این خانواده فقط شما خیرین بودهاید.»
این طرح برای کمک به درمان آبمروارید پدربزرگ، درمان مادربزرگ، تأمین اجاق گاز و رهن و اجاره خانه خانوادهای با دو نوه دانشآموز اجرا میشود. مشارکت در این طرح میتواند بخشی از هزینههای درمان و نیازهای ضروری این خانواده را تأمین کند.