آرزوی ساده یک دختر؛ پدر صدایش را بشنود.
از زبان دختر:
پدرم برای تأمین خرج خانه ضایعات جمع میکند و با همه سختیها تلاش میکند زندگیمان بگذرد. اما شنواییاش ضعیف است و سمعکش هم خراب شده؛ باید بلند صدایش بزنیم تا صدایمان را بشنود و خودش از این وضعیت غمگین میشود. آرزوی من ساده است؛ کاش پدرم دوباره بتواند صدایمان را بشنود.
برای شنیدن دوباره پدر، کمک کنیم