سال ۹۵ در شرایطی که مادر آخرین ماههای بارداری پسرش را میگذراند، به همراه دخترش با پیکر همسرش که بر اثر اعتیاد خودکشی کرده بود مواجه شدند.
مادر برای امرار معاش از ساعت ۸ صبح تا ۱۹ در کارگاه خیاطی کارگری میکند؛ ساعت ۱۳:۳۰ تا ۱۵ برای ناهار و رسیدگی به بچهها به خانه میآید و پنجشنبهها نیز تا ساعت ۱۵:۳۰ به صورت یکسره سر کار میرود.
مادر دچار درد ستون فقرات است، دختر گاهی از درد زانو گریه میکند و به گفته مرکز بهداشت، پسر بیشفعالی دارد؛ هر سه نفر نیازمند درمان هستند.
خانه کوچک است؛ حمام و سرویس بهداشتی در حیاط قرار دارد که در زمستان استفاده از آنها سخت میشود. اتاق خواب در ندارد و دختر هنگام درس خواندن از شلوغیهای پسر اذیت میشود؛ نیازمند یک خانه یکخوابه با امکانات معمولی و سرویس داخل خانه هستند.