از زبان مادر:
پول پیش خانه را قرض گرفته بودم؛ اما وقتی صاحب پول به آن نیاز پیدا کرد و آن را پس گرفت، من و دو بچه مدرسهایام بدون سرپناه ماندیم.
حالا در خانهای در روستایی حاشیه تهران زندگی میکنیم؛ خانه باغی بدون آب لولهکشی و گاز شهری. برای آب خوردن باید از خانه همسایهآب بگیریم. وقتی گاز پیکنیک هم تمام میشود، وسیله ای برای رفتن تا نزدیکترین شهر ندارم.
سهمی از رهن خانهای قابل سکونت